برو بچه های فرهیختگان
☻♥☻ این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست آدم بعضی وقت ها که دِلش میگیره کِیف میکنه ! احساس میکنه هنوزم دل داره ! نمیدونم چی میشه لعنت به این حس اگه تو عشق ِ منی نذار بپوسم عباداتتون مقبول درگاه حق باشه انشالله!!!
هووم بذا لغبامونُ بگم: بهــار:معروف جوجو موقع صرف غذا اوه اوه جا داره از دوست های قدیمی و خوبم تشکر کنم میان و به ما سر میزنن...پدر جون و فرزاد... التماس دعـــای فراووووون با کُلی "و" قربان شما: بـــهااااار
\█/\█/
.||. ||.
که برات هضم ِ دوسِت دارم محاله
نمیدونم میشه با تو باشه فردا
یا که اینم واسه من خواب و خیاله
من دارم میپوسم، فکر ِ تو همش باهامه
دستاتُ میبوسم، تا ته ِ همین ترانه
شعلهء فانوسم، آتیش ِ عشق تو نگامه
بی تو من مأیوسم، نرسید از تو یه نامه
من فقط هر روز و شب برام سؤاله
وقتی هیچی نمیگی برام تو از عشق
غم ِ سردرگمیم از این انتظاره
من دارم میپوسم، فکر ِ تو همش باهامه
دستاتُ میبوسم، تا ته ِ همین ترانه
شعلهء فانوسم، آتیش ِ عشق تو نگامه
بی تو من مأیوسم، نرسید از تو یه نامه
اگه فکر ِ رفتنی نذار بسوزم
اگه میری سفرت به خیر عزیزم
التماس نمیکنم بمونی پیشم
![]()
بــــــــــــــــه شلااام علیــچُم، احوال خوبه؟ پِر مارتون خارنه؟ خوبنه؟
مماغتون چاقه؟!
هووم یـادش بخیــر ماه رمضون مدرسه چه صفایی داشت!!! با بچــه ها واس افطار کلی برنامـه میریختیـم...!!!
از ظهر میرفتیـم مدرسه واس تدارک و و و....!!!
یاد اون روز بخـیـر اکیپ همیشگی رفتیم رو پشت بوم مدرسه...بچه ها گفتن: کلااس ملاسُ بیخی افطار همین بالا باشیـم
زدیـم شیشه درب ورودیو شکونیـدیـم از بس شلـوخ بازی در می آوردیــم
خیـر سرشون دخمل بودن
یکی از پشت بوم آویـزوون میشد پایین
اون یکی نق میزد چرا نرده داره دیوارا
بقیه هم که خدا نکشتشون تو خلسه بودن،یکی نمیدونست اینا چه مرگشون فک میکـرد خلسه عرفانیــه
برو بکس مورد دار و به اصطلاح بودارمونم که یا در حال فک زدن بودن
یـا بلوتوس بازیُ غیبت کردن
دی یاد یه چیزی افتادم...خانومای محترم و باشخصیتیم داشتیم که ۲۴ ساعت در این حالت بودن
ماهم که مخالف پسر بودیمُ
عین دخملای خوف سرمون تو کار خودمون بود،یه جوورایــی غرق در تفکرات آینده بودیـم(گوش شیطون کر)
آخخخ دیدی چی شد داشت یادم میرفت ۲تا دیوونه و اوشگولُ خدمتتون معرفی کنـم سعیده و حمید که یا پشت موتور بودن
یا تو ماشین...!!! البته الاان ۲سالی میشه قاطی مرغُ خروسا شدن...!! اییییشش انقد بدم میاد از این عشقای خیابونی...با تو آره بی تو عمرن!!!
هووم واای یاد خیـار افتادم!! عاطفه معروف به خیــار،عاشق خیـار بود خودشم شبیه خیاره
و پیشی ملوس
ملیکا:معروف به گلاابی
،زهرا :به بمب هسته ای(تیر)
الهه:خرس مهربوون
...غیبت نبااشه!!
یـادم میاد حالـم بد میشه...!! نوشابه با آش و مرغ و برنج و و و همرو قاطی کردن شد قاطی پلو
دیـوونه ها گند زدن به سفره و غذاها![]()
عین
میخوردن والاا!!! دلـم واس گند مماغ
بازیاشون تنگ شده...!!
زهـرا که مزدوج شد رفت لب مرز زندگی کنه...!!! بقیم پخشُ پلاا شدن...!! من موندم الـهه که عمرنااش از هم جدا بشیم!!
![]()


| Design By : Night Melody |
فضولی ممممممممنوع




